خرید بک لینک

هیچ چیز توی این دنیا قرار نیست درست بشه

ن عمر رفته

ن آینده ی نامعلوم بی اعتبار

ن.....

برچسب: نویسنده: آناهیتا امیری تاريخ: پنجشنبه 24 بهمن 1398 ساعت: 2:26

اسمش چیه؟

بر میگرده به اون نون حلال و یا حرومی که خوردن!

حرومی که اکثر موقع ها اسمش زرنگیه!

برچسب: نویسنده: آناهیتا امیری تاريخ: پنجشنبه 24 بهمن 1398 ساعت: 2:26

زندگی بی رحم تر از اون چیزیه که آدمی فکرش رو میکنه

و یاس

به این نتیجه رسیده!

واسه همینه که میگه زندگی از سه شوار گذشته(بدتر دشوار بودن)

یا میگه

رو تله موشه که پیدا میکنی پنیر مفتی(همون گربه محض رضای خدا موش نمیگیره خودمون)

یا خیلی از حرفای دیگه اش که همش درس زندگیه!

گاهی هم درد!!!!

برچسب: نویسنده: آناهیتا امیری تاريخ: پنجشنبه 24 بهمن 1398 ساعت: 2:26

داشتن تو

امید من به فردا بود

فردایی با عشق

فردایی پر از اتفاقات خوب با عکس های یادگاری و خاطرات شیرین!

اما خب

ببهترین نوع احترام در برابر حکمت خدا صبر است(توی سایت شرکت همگام خودرو آسیا خوندم و جمله شو خیلی به دلم نشست!)(البته یه چیزی توی این مایه ها بود!!!)

خب منم راضیم بهرضای خدا

خدا برای بنده هاش هیچوقت بد نمیخاد

و حد امکان اینو بمن ثابت کرده!

برچسب: نویسنده: آناهیتا امیری تاريخ: پنجشنبه 24 بهمن 1398 ساعت: 2:26

معنی خیلی چیز هارو نمیفهمم

درست مثل

نبودن

تو!

برچسب: نویسنده: آناهیتا امیری تاريخ: پنجشنبه 24 بهمن 1398 ساعت: 2:26

گاهی آدم فکر میکنه که

کلا اشتباهی به این دنیا امده!!!!

برچسب: نویسنده: آناهیتا امیری تاريخ: پنجشنبه 24 بهمن 1398 ساعت: 2:26

قدیما خیلی خوب بودن

دلنوشته ...

نقاشی کشیدن ...

اهنگ گوش دادن اخر شبا که خابت ببره ...

گریه تا اخرین اشک چشم

حالم رو خوب که نه...ولی میشه گفت عوض میکرد!!!

اما این روزا

هیچ کدوم اینا اثر نمیکنه!!!

فکر...فکر...فکر

تا اینکه از فکر زیاد خسته و خابم ببره!!!

برچسب: نویسنده: آناهیتا امیری تاريخ: يکشنبه 18 فروردين 1398 ساعت: 11:46

نمیدونم این روزابزرگ شدمیا عوض شدم( ای کاش اگه عوض میشم عوضی نشم!)نمیدونم چیه!اما هرچی هستهرچه زمان میگذرهآدمهای اطراف یا خودشون باربسته و میرنیا اینکه می مانند تا من بشناسم شون و خودم بارشون ببندم و

برچسب: نویسنده: آناهیتا امیری تاريخ: يکشنبه 18 فروردين 1398 ساعت: 11:46

قدیما اینجا حال و هوای دیگه داشت....

درست مثل خونه های قدیمی... یه حوض آبی وسط حیاط...با درختهای قدرتمند شاخه در هم تنیده...

شمدونی های قرمز دور حوض... فواره حوض...

ماهی قرمز تپل مپل توی آب....

جیک جیک اول صبح گنجشکها....

اما حالا...

همه چیز مرده....

از بین رفته...

شده یه اینستا و هزارتا لایک

بخاطر تن عریان.... شاخ های دهه هشتادی!

برچسب: نویسنده: آناهیتا امیری تاريخ: يکشنبه 18 فروردين 1398 ساعت: 11:46

خودت میخای بری خاطره شی اما دلت میسوزهتظاهر میکنی عاشقمی این بازی هر روزهنترس آدم دم رفتن همش دلشوره میگیرهدو روز بگذره این دلشوره ها از خاطرت میرهبهت قول میدم سخت نیست لااقل برای توراحت باش دورم از

برچسب: نویسنده: آناهیتا امیری تاريخ: يکشنبه 18 فروردين 1398 ساعت: 11:46

اشتباه از من بود

که انقد عاشق بودم

انقد ساده و خوب بودم

که نتیجه بشه این :)

برچسب: نویسنده: آناهیتا امیری تاريخ: يکشنبه 18 فروردين 1398 ساعت: 11:46

عشق و دوست داشتن و عشق واقعی

در دستان و قلب مهربان کسی ست که

با رفتار وعملش به تو ثابت میکنه

نه با زبان!

در این بازار نامردی

آدم چرب زبان زیاده!!!

برچسب: نویسنده: آناهیتا امیری تاريخ: يکشنبه 18 فروردين 1398 ساعت: 11:46

دلشکستن ادم ها هنر نیس

اما

خوبه که ادم طرف مقابلش رو بشناسه

و به هرکسی

اندازه لیاقتش بها بده!!!!

که پشیمون نشه!!!

#پشیمونی

برچسب: نویسنده: آناهیتا امیری تاريخ: يکشنبه 18 فروردين 1398 ساعت: 11:46

صفحه بندی